آیا مگافارمها به تهدیدی برای مرغداران مستقل تبدیل شدهاند؟
تمرکز تولید، مگافارمها و آینده صنعت تخممرغ ایران
**تحلیل ساختاری، مقایسه جهانی و پیامدهای بلندمدت**
تهیه و تنظیم: پایگاه خبری–تحلیلی صنعت طیور ایران ILBPIN.ir
مقدمه
صنعت تخممرغ ایران در حال ورود به دورهای است که میتوان آن را «مرحله تعیینکننده ساختاری» نامید. افزایش سهم مگافارمها در تولید، نابرابری در تخصیص نهاده، تغییرات ناگهانی در سیاستهای تنظیم بازار، توقف صادرات، و افت شدید قیمت تخممرغ در آذرماه ۱۴۰۴ مجموعهای از شرایط بیسابقه را ایجاد کرده است.
در این میان، پرسشی که امروز در میان مرغداران مستقل و کارشناسان مطرح است:
آیا مگافارمها در حال تبدیل شدن به تهدیدی برای واحدهای کوچک و متوسط هستند؟
یا میتوانند بخشی از یک ساختار متعادل و مدرن باشند؟
برای پاسخ، ابتدا باید وضعیت ایران را تحلیل کنیم، سپس به تجربه جهانی نگاه کنیم.
بخش اول: تحلیل وضعیت ایران
۱. سقوط قیمت تخممرغ پس از توقف صادرات
در اوایل آذرماه قیمت تخممرغ در بازار ایران به حدود ۹۷ هزار تومان رسیده بود.
اما با توقف صدور سرتیفیکیتهای صادراتی توسط جهاد کشاورزی محمولههای تخممرغ صادراتی امکان خروج از کشور را از دست دادند و مگافارمهای صادرکننده مجبور شدند محصول خود را راهی بازار داخلی کنند.
نتیجه این اقدام، سقوط قیمت به حدود ۸۵ هزار تومان بود؛ سقوطی که تولیدکنندگان کوچک را بهشدت تحت فشار قرار داد.
۲. تخصیص نابرابر نهاده؛ نقطه شروع اختلاف ساختاری
در اواخر آبان ماه:
-
تنها ۳۰ درصد سهمیه ذرت برای مرغداران داخل بازارگاه بارگذاری شد.
-
هیچ سهمی از کنجاله سویا عرضه نشد.
-
اما یک مگافارم ۱۵ هزار تن ذرت دریافت کرد.
-
کل مرغداران عضو اتحادیه میهن در مجموع ۴۵ هزار تن دریافت کردند.
این تفاوت، بهطور مستقیم هزینه تمامشده تولید را تغییر میدهد و واحد مستقل را در برابر مگافارمها به موضع نابرابر سوق میدهد.
۳. تفاوت هزینه تمامشده: مزیت سیستماتیک مگافارمها
تحلیل ILBPIN نشان میدهد مگافارمها از مزیتهایی برخوردارند که ساختار هزینه آنها را به طور طبیعی پایینتر از واحدهای متوسط و کوچک نگه میدارد:
الف) اقتصاد مقیاس
هزینه ثابت (کارگر، انرژی، نگهداری) بر تعداد بسیار بیشتری مرغ تقسیم میشود.
ب) توان خرید مستقیم یا واردات نهاده
مگافارمها بهدلیل قدرت نقدینگی، توان مذاکره و روابط تجاری، حتی در بحران نهاده نیز به کمبود نمیرسند.
ج) نقدینگی و مسیرهای متعدد فروش
آنها میتوانند محصول را:
-
در بازار داخلی
-
در زنجیرههای فروشگاهی
-
یا در بازار صادراتی
عرضه کنند و با افت قیمت کوتاهمدت کنار بیایند.
در مقابل، واحد کوچک که دان را با قیمت ۳۵ هزار تومان (ذرت) و ۵۰ هزار تومان (سویا) تهیه میکند، توان مقاومت ندارد.
۴. پیامدهای نابرابری ساختاری برای واحدهای کوچک و متوسط
۱) کاهش رقابتپذیری
واحد کوچک قادر به عرضه محصول با قیمتهای پایینتر نیست و زیان عملیاتی میبیند.
۲) خروج تدریجی تولیدکنندگان مستقل
با ادامه روند، درصد قابلتوجهی از تولیدکنندگان ۲۰ تا ۸۰ هزار قطعهای ممکن است از چرخه خارج شوند.
۳) تهدید امنیت عرضه کشور
اگر بخش عمده تولید در اختیار چند مگافارم قرار گیرد، وقوع یک بحران زیستی یا اقتصادی در یک مجموعه، کل زنجیره عرضه کشور را تحتتأثیر قرار میدهد.
این مسئله در دنیا سابقه دارد که در ادامه توضیح میدهیم.
بخش دوم: تجربه جهانی
۱. ایالات متحده آمریکا؛ وقتی صنعت به دست چند شرکت میافتد
در آمریکا طی سه دهه گذشته، تمرکز تولید باعث شد:
-
۶ شرکت بزرگ ۸۵٪ تولید مرغ گوشتی را در اختیار بگیرند
-
۳ شرکت بزرگ بیش از نیمی از تخممرغ کشور را کنترل کنند
-
بیش از ۴۰ هزار واحد کوچک تعطیل شوند
در بحران آنفلوانزای فوقحاد پرندگان، نابودی چند مگافارم باعث شد:
-
قیمت تخممرغ ۳۰۰ درصد افزایش یابد
-
عرضه داخلی به مدت ماهها مختل شود
نتیجه:
تمرکز بیشازحد تولید = افزایش ریسک ملی.
۲. اتحادیه اروپا؛ کنترل تمرکز با قانون و استاندارد
اروپا نیز مگافارم دارد، اما تفاوت بزرگ اینجاست:
-
قانون رقابت اجازه انحصار نمیدهد.
-
استانداردهای یکپارچه مانند RSPCA Assured و Red Tractor سطح بازی را برابر میکنند.
-
واحدهای کوچک از حمایت مالی، آموزشی و اعتباری بهرهمند میشوند.
نتیجه:
واحد کوچک و بزرگ هر دو باقی میمانند.
۳. برزیل؛ مگافارمها موتور صادرات، اما تعادل حفظ شده
در برزیل:
-
مگافارمها نقش اصلی صادرات را دارند
-
اما نهاده بهطور برابر توزیع میشود
-
واحدهای کوچک با قرارداد تولیدی از بازار حذف نمیشوند
درس:
تولید بزرگ بدون حذف کوچکها هم ممکن است.
۴. ترکیه؛ الگوی تعادل در منطقه
در ترکیه:
-
تخصیص نهاده شفاف است
-
قیمتگذاری بدون تأمین خوراک اعمال نمیشود
-
واحد کوچک بهواسطه تسهیلات و حمایتهای منطقهای پایدار مانده است
بخش سوم: ایران به کدام سمت میرود؟
بررسی ILBPIN نشان میدهد ایران اکنون در نقطهای قرار دارد که میتواند:
الف) به سمت مدل آمریکایی حرکت کند (تمرکز شدید، حذف واحدهای کوچک)
یا
ب) شبیه مدل اروپا و ترکیه، تعادل پایدار ایجاد کند
در حال حاضر نشانهها بیشتر به سمت تمرکز کنترلنشده پیش میرود:
-
نابرابری تخصیص نهاده
-
توقف صادرات بدون برنامه
-
قدرت قیمتسازی مگافارمها
-
ضعف رگولاتوری
-
نبود استانداردهای یکپارچه کیفیت
-
حذف تدریجی واحدهای مستقل
اگر روند ادامه یابد، طی ۳ تا ۵ سال آینده بخش بزرگی از تولید کشور در اختیار چند مگافارم قرار خواهد گرفت.
بخش چهارم: راهکارهای ILBPIN برای جلوگیری از انحصار و حمایت از تولید پایدار
۱. توزیع عادلانه نهاده: هیچ واحدی نباید تخصیص ویژه خارج از ساختار دریافت کند.
۲. ایجاد نظام تضمین کیفیت ملی (IQAP): تا واحد کوچک بتواند با استانداردسازی، ارزش افزوده تولید ایجاد کند.
۳. الزام قانونی برای عرضه درصدی از تولید مگافارمها در بازار داخلی بهویژه زمانی که صادرات متوقف میشود.
۴. شفافسازی عمومی تخصیص نهاده و میزان تولید در سامانهای مشابه DataHub در عرصه بین المللی.
۵. حمایت واقعی از واحدهای کوچک و متوسط از طریق تسهیلات، تخفیفات بیمهای و ابزارهای مالی.
۶. تنظیمگری مستقل ضروری است. نهادی مستقل از ذینفعان بر ساختار تولید و توزیع نظارت کند.
جمعبندی نهایی ILBPIN
مگافارمها ذاتاً تهدید نیستند؛ در همه دنیا وجود دارند و میتوانند موتور رشد و صادرات باشند.
اما آنچه آنها را به تهدید تبدیل میکند:
-
تخصیص نابرابر نهاده
-
قدرت قیمتسازی
-
نبود استاندارد واحد برای کیفیت
-
نبود تنظیمگری مستقل
-
فشار اقتصادی بر واحدهای کوچک و متوسط
در شرایط فعلی، مگافارمها در ایران بهدلیل مزیتهای ساختاری و دسترسی نامتقارن، بهطور طبیعی در مسیر غلبه بر بازار حرکت میکنند.
اگر رگولاتوری شفاف و استانداردسازی فراگیر نشود، امنیت غذایی و تنوع تولید کشور در معرض خطر جدی قرار خواهد گرفت.
انتشار این تحلیل با ذکر منبع ILBPIN.ir بلامانع است.


























